درباره عشق خدایی

        

bullet

عشق کیهانی

اساطیر نخستین تبیینهای انسانی درباره‌ی پدیدارهایی است که گرداگرد انسان را گرفته است. و عشق، در این میان، چه در تبیین پیدایش انسانها و حیوانات و چه در تبیین کل کائنات، و چه در تبیین رفتار انسانها و حیوانات و چه سایر موجودات، از همان ابتدا مفهومی کارا بوده است. بدین طریق، مفهوم «عشق» نخستین بار از رهگذر اسطوره و دین به درون فلسفه قدم می‌گذارد، به‌ویژه وقتی که منشأ جهان به منزله‌ی عمل زاد و ولد یا خلق خالقی تصور می‌شود که به کل خلقتش یا به بخشی از آن (انسان) عشق می‌ورزد.

اساطیر یونان باستان سرچشمه‌ی مفهومی نخستین تأملات فلسفی در خصوص «عشق» است. کلمه‌ی «اروس» (eros)به صورتی که در کتابهای هومر می‌آید نام یکی از خدایان نیست بلکه صرفاً نامی عام به معنای «عشق» یا «میل» است. «اروس» در خداپیدایی (Theogony) هسیود به یکی از سه خدای نخستین تبدیل می‌شود — دو خدای دیگر خائوس (هاویه، خمیرمایه‌ی بی‌شکل جهان در پیش از خلقت) و گایا (زمین) هستند. «اروس»، اگرچه هیچ فرزندی ندارد و ظاهراً هیچ نقشی در تکوین خدایان بازی نمی‌کند، بر همنوعان نامیرای خود قدرت بسیاری دارد. او اندامهای تن را سست می‌کند و بر عقل خدایان و آدمیان چیره می‌شود. وقتی آفرودیت از نطفه‌ی اورانوس (آسمان) زاده شد، «اروس» و «هایمروس» (میل، اشتیاق، شهوت) او را تا شورای خدایان همراهی کردند. اهمیت ذکر مختصر هسیود از «اروس» برای تاریخ فلسفه در انتساب قدرتی به اوست که دشمن عقل است. چیزی شبیه به این در آنتیگونه‌ی سوفوکلس نیز یافت می‌شود، در آن سرود همخوانان که درست بعد از اعلام فرمان مرگ آنتیگونه به جرم تدفین جسد برادرش خوانده می‌شود. «اروس» آن خدایی خوانده می‌شود که تراژدی آنتیگونه را به وجود آورده است. او غلبه‌ناپذیر و نابودگر و در دریا و خشکی و در میان بادیه‌نشینان سرگردان است. نه خدایان و نه آدمیان گریزی از چنگ او ندارند. او قربانیان خود را به سوی جنون می‌راند و از انسان عادل انسانی ستمکار می‌سازد.

این عبارات شاعرانه منعکس‌کننده‌ی برخی ملاحظات درباره‌ی طبیعت و رفتار انسان است. آنها به نبردی اشاره می‌کنند که در روان انسان میان عاملی عقلی و مهارپذیر و باحزم و خردمند و عاملی غیرعقلی و مهارناپذیر و دیوانه و احمق وجود دارد. وقتی عامل اول مسلط است انسان رفتاری شایان ستایش دارد، اما وقتی دومی دست بالا را به دست می‌آورد، او مانند درندگان عمل می‌کند. عقل را به کناری می‌گذارد، عقلی که به اعتقاد قدما تنها وجه ممیز انسان از درندگان است. انسان، اگرچه طبیعتی حیوانی دارد، تن دادن به خواسته‌های حیوانی‌اش به معنای از دست دادن طبیعت ذاتی‌اش خواهد بود. این مفهوم که «اروس» می‌تواند عنصر انسانی را در انسان تقویت کند مفهومی است که در آثار قبل از افلاطون به چشم نمی‌خورد.

/ 7 نظر / 24 بازدید
ماشا

سلام. عشق یعنی ایثار یعنی از خودگذشتن برای دیگری. موفق باشی.به امید دیدار دیگر.

دررودی

نقل کوکوی دارکوب [گل] از اینکه سر میزنی ممنونم...قلمت پاینده باد منتظرتم

هومن هورفر

سلام نمیدونم حرف بدی زدم بی احترامی کردم ازحدخودم فراتر رفتم که مسدودم کردیدمهم نیست از این مسئله ناراحتم که چرا اینچنین شد شما با این صبر وتحمل از عشق حرف میزنید؟؟؟؟!!!!به نظرم همان بهتر که از عشق حرف نزنید وهمان بهترتر که در انتخابات شرکت نمیکنید وگرنه گل بود به سبزه نیز آراسته میشد....برای خودم بسیاربسیار متاسفم

کیا

خیلی جالب بود.وبلاگ بالا اشکور

داریوش کمالی

خونمون تا دریا 5 دقیقه بیشتر راه نیست هر وقت دلم میگیره و یا ازین دنیای بد ( آدمای بد ) دلزده میشم میرم کنار دریا و مثل خود دریا هر چی غیر از زلالی رو میریزم بیرون . سبک میشم و زلال مثل دریا من با دریا رفیق شدم و کم کم دارم ازش یه چیزایی یاد میگیرم دریا معلم بزرگیه خانم اشکواری اما امان ازین مردم بلانسبت نفهم ( من عذر خواهی میکنم ) از ادمایی که یه کم مسولیئت نمیفهمند متاسفانه بر خلاف شعارهایی که ما میدیم اصلا ادمای با فرهنگی نیستیم (اکثرا ) خدا به داد اسمان و زمین و دریا برسه

داریوش کمالی

خونمون تا دریا 5 دقیقه بیشتر راه نیست هر وقت دلم میگیره و یا ازین دنیای بد ( آدمای بد ) دلزده میشم میرم کنار دریا و مثل خود دریا هر چی غیر از زلالی رو میریزم بیرون . سبک میشم و زلال مثل دریا من با دریا رفیق شدم و کم کم دارم ازش یه چیزایی یاد میگیرم دریا معلم بزرگیه خانم اشکواری اما امان ازین مردم بلانسبت نفهم ( من عذر خواهی میکنم ) از ادمایی که یه کم مسولیئت نمیفهمند متاسفانه بر خلاف شعارهایی که ما میدیم اصلا ادمای با فرهنگی نیستیم (اکثرا ) خدا به داد اسمان و زمین و دریا برسه