ان هنگام که دوست داری دلی را مالک شوی رهایش کن 
پرنده در قفس زیبا نمی خواند 
گرچه برایت تمام لحظه ها را نغمه خوانی کند 
بگذار برود... تمام افق ها را بگردد و آواز سر دهد . 
صبور باش و رهایش کن 
گفته اند : اگر از آن تو باشد باز می گردد و اگر نباشد 
یادت باشد قفس ،آفریننده ی عشق نیست 
گمان نبر که دانه های رنگارنگ دل ، طبیعت آزاد این پرنده ی زیبا را اسیر تو می کند 
می دانم ...می دانم ...که رها کردنش رنج می آفریند 
زیرا چه بسیار رهایی ها که به دلتنگی ها و گاه فراموشی ها می انجامد 
اما ماندن بی آنکه صادقانه دل سپردنی باشد رنجیست دردناکتر 
و در آن زمان که با کمترین خطایی روزنه ا ی در دل قفس باز شود میگریزد 
آن هنگام را جه توانی کرد ؟ 
تو می مانی و این همه روزهایی که رنج برده ای اهلی شدنش را .. 
رهایش کن ... دوست داشتن را رهایی است که زیبا می کند 
پرنده ای که به تمام باغ ها سر می زند 
به تمام گل ها عشق می ورزد و 
تمام سر شاخه های درختان تنها را لحظه ای میهمان می شود 
و از تمام چشمه سارها می نوشد 
و حتی می گذارد 
شیطنت کودکان، بال او را زخمی کند 

/ 5 نظر / 26 بازدید
نارگیل

سلام، وبلاگ خوشگل و باحالی داری به وبلاگ منم سر بزن، خیلی خوشحال میشم هر روز چندتا مطلب جدید و باحال دارم nargil.blogfa.com

ش

eshkevarnews

سلام ب خواهرم طبیعت بکرو تو وبم تماشا کن

مجید

سلام اگه بذاریم اونی که دوستش داریم از کنارمون بره، اونوقت با دل خودمون چیکار کنیم خانم دکتر؟؟؟! جواب افسردگی دلمون رو کی میده؟[نیشخند]

جناب پریدخت زیبا بود