هر کجا متوحش شدید .......................................

 

می‌گویند:
پسری در خانه خیلی شلوغ‌کاری کرده بود.
همه‌ی اوضاع را به هم ریخته بود.وقتی پدر وارد شد،مادر شکایت او را به پدرش کرد.پدر که خستگی و ناراحتی بیرون را هم داشت، شلاق را برداشت.پسر دید امروز اوضاع خیلی بی‌ریخت است، همه‌ی درها هم بسته است، وقتی پدر شلاق را بالا برد، پسر دید کجا فرار کند؟ راه فراری ندارد!
خودش را به سینه‌ی پدر چسباند. شلاق هم در دست پدر شل شد و افتاد.

شما هم هر وقت دیدید اوضاع بی‌ریخت است به سوی خدا فرار کنید:
«وَ فِرُّوا إلی الله مِن الله»

هر کجا متوحش شدید راه فرار به سوی خداست.

/ 2 نظر / 8 بازدید
مجید

لـاکــــ زدن دخـتـرا: دست چـپ اثـر اسـتـاد فـرشـچـیـان دسـت راسـت سـارا 5 سالـه از تـهـران

ترسی بالاتر از آن ترسی که تو به دل و تنم می اندازی سراغ ندارم... آرامشی بالاتراز آرامشی که به جان و دلم می نشانی سراغ ندارم... چگونه بتوان چنگ زد و پناه برد به تو... در این زمستان که....سنگ های امید را بسته اند و سگ های نا امیدی بازند .... مگر عشق تو برسد بفریاد ..ورنه ...