برگرفته از وبلاگ امید اشکور

احساسم این است


که باران بی سبب


شاد می کند صورت شالیزار را


 

کاش می شد باران شد


نشست روی گیسوی دختر دریا


کاش میشد بی جهت


شاد میشد دل مرد باغبان


 

احساسم این است


دختر شالیزار


لبهایش


تشنه  بوسه ای از جنس مهربانیست ...


آدمی اما


خوابیده در سایه غروری نافرجام!


/ 1 نظر / 19 بازدید