مرغ سحر

کمتر بخواه مرغ سحر ناله سر کند!

داغ مرا که سوخته ام تازه تر کند

از جورِ روزگار جوی کم نمی شود

حتی اگر تمامِ جهان را خبر کند!

در داغ آفتاب به مهتاب دلخوشیم

پس از کسی مخواه که شق القمر کند!

در آشیانه نیز به مقصد نمی رسی

وقتی زمانه خواست تو را دربدر کند!

غم بینِ آسمان و زمین پرده می کشد

روزی اگر فلک شبِ ما را سحر کند!

زنگ زمانه خنجرمان را غلاف کرد

زنگ خطر به ناشنوا کی اثر کند؟

کافی ست سر به زیر شدن، پس بگو که دار

ما را به سربلندی خود مفتخر کند