بهاره ماشله فصل تی کاره                       بزن تشکه تی چاشو بهاره

بخور قاودونی همرا چشمه آوه                 بهاره آو بدی تی سرخه گاوه

بنیش مرزی سری یونجه بوکون بو           بهاری یونجه تی چشم دهه سو

دخونه زرد ملجه مردمونه                       که دل دردی دوا گل گاوزبونه

وشوم د بو کشه سرخه گولونه                  بوخشته دار زنه صد ته جوونه

بزن مندیل تی دستمال سفیده                    فترکن تی سر و تی جونی بیده

واکون تی چشم بین کوه الاغه                  زنه گاز پشت گاز سبز قیاقه

زمینی سینه سر سبزه قشنگه                   بنی تی دوشی سر بیل و کلنگه

دکون د آوه چشمه قاودونه                      دبوس تی ساروقی مین خشکه نونه

بهاره کشکرت دوم در بیرده                    وشوم خوندن سریته سر بیرده

عجب بادی گنه العون سر کو                   بنیش مرزی سر و مو تی دعاگو

ترجمه فارسی ...

بهار آمد وفصل کار خا له من شروع شد ، چادرشبت را دورکمر محکم ببند ای خا له.

با قاودان آب چشمه را بخور، واین آب چشمه را به گاو ت هم بده.

سر مرز مزرعه بنشین و یونجه را بو کن که یونجه بهار چشماهایت را روشنی می دهد.

گنجشک زرد رنگ مردم را صدا می زند که دوای درد دل گل گاوزبان است.

بلدرچین گل های سرخ را بو می کشد ، وبا آمدن بهار درخت خشک جوانه می زند.

دستمال سفیدت را ببند و خودت را تکانی بده تا بهاری شوی.

چشمهایت را باز کن و ببین الاغ خاکستری رنگ پشت سرهم چگونه علف را به دندان می گیرد.

روی سینه زمین سر سبزی چقدر قشنگ است و تو بر روی دوش خود بیل و کلنگ را بگذار.

قاودانت را پر از آب چشمه کن ودر ساروقت نان خشک بگذار.

وببین بهار است زاغ  هم می خواند و بلدرچین انگار سر آورده است.

عجب باد خنکی بر سر کوه می وزد ، برو روی مرز بنشین ومن هم دعاگوی تو خواهم بود.

*** در مناطق اشکورات ، زن (مادر) در زندگی روزمره نقش بسزایی دارد گذشته از اینکه درخانه برای همسرش یک زن است و برای فرزندانش مادر، دوشادوش مرد در تمام کارها شریک است .

شاید به جرات می توان گفت که اکثر کارها بر دوش زن است تا مرد، کار گر بی ادعا در منزل ، زحمتکش در مزارع و باغات ، مهربان و صبور ، استوار و بی ریا و بی تکبر،  از اول صبح تا شامگاه تلاش می کند ودرآن سالها مردها برای کار از اول پائیز تا اول بهار به شهرهای دور می رفتند واین زن بود که در روستا بدون هیچ گونه امکاناتی  هم مادری می کرد برای فرزندان وهم به امورات روزمره می رسید.

نگهداری از دام ها ، آنهم در روزهای سخت و سرد زمستان ، با آن برفهای شدید و زیاد وباران های ویرانگر و سرمای طاقت فرسا ، که می بایست برای تهیه هیزم در آن هوای سرد به جنگل می رفت . واقعا زن ها درآن سالها چقدر زحمت کشیدند و تلاش کردند ، گرچه امروز با داشتن جاده و برق و دیگر امکانات کمی به رفاه رسیدند. زنان دیروز یادگاران سالهای سخت و طاقت فرسای روستایند و فرشتگان آسمان عشق و محبت .  وچه بسیار مادرانی که به علت نداشتن دکتر و دارو و دیگر امکانات اولیه جان خود را از دست دادند. و فرصت نیافتند تا امروز این همه رفاه و آسایش و امکانات را به نظاره بنشینند و دمی بیاسایند.

وچه بسیار از زنانی که حتی یک بار رنگ ماشین و جاده و برق و تلفن را ندیدند . ویا حتی یکبار نزد هیچ دکتری نرفتند وبرای هیچ دردی دارویی استفاده ننمودند. تمام دردها را تحمل کردند ودر فقر و فلاکت زندگی کردند و مردند.

 

شاید به جرات می توان گفت که اکثر کارها بر دوش زن است تا مرد، کار گر بی ادعا در منزل ، زحمتکش در مزارع و باغات ، مهربان و صبور ، استوار و بی ریا و بی تکبر،  از اول صبح تا شامگاه تلاش می کند ودرآن سالها مردها برای کار از اول پائیز تا اول بهار به شهرهای دور می رفتند واین زن بود که در روستا بدون هیچ گونه امکاناتی  هم مادری می کرد برای فرزندان وهم به امورات روزمره می رسید.

نگهداری از دام ها ، آنهم در روزهای سخت و سرد زمستان ، با آن برفهای شدید و زیاد وباران های ویرانگر و سرمای طاقت فرسا ، که می بایست برای تهیه هیزم در آن هوای سرد به جنگل می رفت . واقعا زن ها درآن سالها چقدر زحمت کشیدند و تلاش کردند ، گرچه امروز با داشتن جاده و برق و دیگر امکانات کمی به رفاه رسیدند. زنان دیروز یادگاران سالهای سخت و طاقت فرسای روستایند و فرشتگان آسمان عشق و محبت .  وچه بسیار مادرانی که به علت نداشتن دکتر و دارو و دیگر امکانات اولیه جان خود را از دست دادند. و فرصت نیافتند تا امروز این همه رفاه و آسایش و امکانات را به نظاره بنشینند و دمی بیاسایند.

وچه بسیار از زنانی که حتی یک بار رنگ ماشین و جاده و برق و تلفن را ندیدند . ویا حتی یکبار نزد هیچ دکتری نرفتند وبرای هیچ دردی دارویی استفاده ننمودند. تمام دردها را تحمل کردند ودر فقر و فلاکت زندگی کردند و مردند.